تبلیغات
دكترسیدمحسن اصغری نكاح، استادیاردانشگاه فردوسی مشهد، - گفت و گو در مورد قصه ، تفکر و کودکان
گفتگو اختصاصی شجر با دکتر اصغری نکاح؛ استادیار دانشگاه فردوسی مشهد

قصه چه نقشی در  بحث فلسفه برای کودکان دارد؟
قصه گویی و قصه خواندن چگونه  به تفکر کودکان کمک می کند؟
وقتی کودک از طریق کارتون یا فیلم قصه را می‎بیند چطور؟
مزیت‎های قصه و قصه‎گویی برای کودک چیست؟
یک قصه خوب چه المان هایی دارد؟
مادر چه طور باید قصه را تعریف کند که اثربخش باشد؟ می تواند هر واقعه ای را تبدیل به قصه کند؟
باتوجه به تفاوت های فرهنگیچقدر به خواندن کتاب های قصه ترجمه  شده توصیه می کنید؟
آیا این قصه ها ناخودآگاه باعث انتقال فرهنگ نمی شود؟

قصه چه نقشی در  بحث فلسفه برای کودکان دارد؟

داستان می‎تواند به رشد فکری و خلاقیت بچه‎ها و همچنین رشد مهارت‎های اجتماعی کمک کند. به خاطر اینکه کودک را به صورت فعالانه درگیر می‎کند، اما از طرفی فرمایش شما در مورد فلسفه برای کودکان است و همکارانی هستند که در این زمینه از من تخصص بیشتری دارند. من به صورت ضمنی در این زمینه کار کردم. منتهای مراتب برداشت عمومی در مورد فلسفه برای کودکان این است که بچه‎ها قرار است نظریات فلسفی را یاد بگیرند، در حالی که اینطور نیست. نحوه فکر کردن، فرآیند فکرکردن و فکر کردن موثر؛ چیزهایی است که در بحث فلسفه برای کودکان مطرح می‎شود. در اصل کودکان فکر کردن، نظام‎دار فکر کردن و جامع فکرکردن را تمرین می‎کنند.

قصه گویی و قصه خواندن چگونه  به تفکر کودکان کمک می کند؟

قصه یک فرآیند طبیعی را طی می‎کند و کودک می‎تواند با شنیدن، با فکر کردن، با مشارکت کردن در قصه، توانایی‎های ذهنی‎اش را افزایش بدهد. هیجانات خودش و دیگران را بشناسد. مسائل را در قصه حل کند. با شخصیت‎های قصه همذات پنداری کند و از این بابت این فرصت ها کمک می‎کنند تا کودک از ابعاد مختلف بتواند رشد کند. قصه از یک جهتی روی خلاقیت کودک اثر می‎گذارد و این ازخوبی‎های قصه است که بچهها وقتی چیزی را می شنوند، همزمان با شنیدن در فکرشان آن را سازمان می دهند. مطالب را دسته بندی، مقایسه و نتیجه گیری می کنند. در واقع بچهها دارند تجربه فکر کردن و حل مسئله را به صورت ذهنی انجام می‎دهند.

وقتی کودک از طریق کارتون یا فیلم قصه را می‎بیند چطور؟

بچه‎ها در دیدن فیلم و کارتون انفعال خیلی زیادی دارند، ولی در شنیدن قصه، ذهنشان بسیار فعال‎تر از فیلم و کارتون است. لذا واقعا در تربیت فکری بچه‎ها، قصه یک ابزار قوی است. وقتی بچه‎ها فیلم یا کارتون می‎بینند؛ همزمان تصویر، ابعاد مختلف و زمینه‎های تصویر را می‎بینند و ویژگی‎هایی که در اندازه و رنگ و وضعیت کلی تصویر هست را کامل مشاهده می‎کنند. این باعث می‎شود هیچ زحمت فکری برای بازسازی داستان نداشته باشند و فعالیت ذهنی زیادی را موقع فیلم دیدن ندارند. در فعالیت‎های دیگری که چند رسانه‎ای هستند هم همینطور است، اما وقتی شما چیزی را برای بچه‎ها تعریف می‎کنید یا بچه‎ها خودشان می‎خوانند، یک رخداد و یک شخصیت را از طریق شنیدن یا خواندن بازسازی می‎کنند، باید خودشان خلاقیت به خرج دهند و تناسب بین چیزهایی که می‎شنوند را ایجاد کنند. ذهن ما در زمان خواندن رمان بسیار فعال است. در واقع به شخصیت پردازی و ایده‎پردازی مشغول می‎شود و این مزیت داستان است که فیلم یا کارتون این مزیت را ندارد.

مزیت‎های قصه و قصه‎گویی برای کودک چیست؟

قصه فرصت‎های زیادی را ایجاد می‎کند که بچه‎ها با مقایسه کردن شخصیت‎ها و رخدادها بپردازند. بچه‎ها با قصه مجموعه‎ای از اطلاعات را جمع‎آوری می‎کنند و می‎توانند این اطلاعات را کنار همدیگر بگذارند. آنهایی که مرتبط هستند را نگه دارند و آنهایی که مورد نیاز نیست و کمکی به تبیین، تشخیص یا حل مسئله نمی‎کند را کنار بگذارند. این یعنی کودک دارد دقیقا فرآیند فکر کردن را تمرین می‎کند. از این بابت است که می‎گویند فلسفه و قصه می‎تواند به تفکر کودک کمک کند. به ویژه اینکه کودک باید استدلال کند. در قصه ما اطلاعاتی را به کودک می‎دهیم و او باید از دل رخدادها استنتاج کند. مثلا شما در قصه‎ای کودکی دارید که قدش کوتاه است و توپش هم افتاده بالای کمد، دقیقا بچه باید بداند که با این قد کوتاه نمی‎تواند توپ را بردارد. این یعنی همین فرآیند فکرکردن که درباره‎اش صحبت می‎کنیم. به همین خاطر قصه، یکی از شیوه‎های آموزشی مناسب برای پرورش فکری کودکان است.

یک قصه خوب چه المان هایی دارد؟

ما شاید قصه خوب و بد نداشته باشیم. در واقع قصه‎ای که مناسب یک مخاطب باشد و قصه‎ای که مناسب مخاطب نباشد داریم. البته مطرح شدن بعضی از فضاهای نامناسب اجتماعی و فرهنگی و روانشناختی که در بعضی قصه‎ها هستند را بگذارید کنار! غیر از آنها یک قصه خوب قصه‎ای هست که اولا توسط یک فرد متخصص و مجرب در زمینه ادبیات و رشد کودکان تنظیم شده باشد. فرقی نمی‎کند به صورت تجربی تخصصی پیدا کرده باشد یا آکادمیک، اما می‎بایست فردی باشد که کودک و فضای فکری و رشدی او را بشناسد. برخی از قصه‎ها جنبه عمومی دارند و برخی هم هدف‎های خاصی دارند. مثلا فردی با هدف آموزش مهارت‎های زندگی، حل مسئله یا توانمند کردن کودکان در شناخت هیجانات که عموما جایش در ادبیات ما خالی است، نوشته است. عموما فعالان ادبیات کودک می نویسند برای اینکه در زمینه نوشتن تخصص دارند. لذا باید فرد متخصصی این قصه را تدوین کند. قصه خوب و مناسب قصه‎ای است که متناسب با وضعیت رشد و تحول کودک باشد. برای این لازم است که مربیان، والدین یا کسانی که می‎خواهند قصه را برای کودک بخوانند؛ با دنیای کودک و رشد کودک و روانشناسی کودک آشنا باشند. حالا اگر این آشنایی  تخصصی باشد خیلی بهتر است. در حال حاضر کانون پرورش فکری کودکان این کار را انجام می‎دهد. بهتر است برای قصه‎های کودکان؛ سطح، مشخص کنند. بگویند این قصه در این سطح از توانایی‎های ذهنی کودک است و این گروه می‎توانند از این قصه منتفع بشوند. نکته سوم این است که قصه تعاملی باشد و بتواند فرصت‎های تعاملی را با قصه برای کودک فراهم کند. بعضی از کتابها که البته بسیار اندک هستند این کار را کردند که در جاهایی از قصه، والدین یا مربی که می‎خواهد قصه را بازگو کند، می‎تواند برای بچه‎ها فرصت‎هایی را ایجاد کند تا حرف بزنند یا انتخاب کنند که رخدادها چطوری اتفاق بیافتد. مثلا در قصه‎ای آمده که فلانی دارد وارد مدرسه می‎شود. حالا در مدرسه چند تا اتفاق می‎خواهد بیافتد: دوستش را ببیند، با معلم درباره درس صحبت کند یا به برنامه گروه هنری که به مدرسه آمده‎اند ملحق شود؟ و درج شده که برای اینکه هر کدام از اینها را انتخاب کنی باید بروی به صفحه فلان. این یعنی کودک می‎تواند انتخاب کند و درگیر داستان شود.

مادر چه طور باید قصه را تعریف کند که اثربخش باشد؟ می تواند هر واقعه ای را تبدیل به قصه کند؟

بهتر است مادر راه‎کارهای طبیعی زندگی را به صورت قصه ارائه کند و اگر می‎خواهند بچه‎ها آسیبی نبینند بهترین کار این است که تجارب واقعی زندگی مثل آشپزی کردن، مهمانی رفتن، پیشینه خانوادگی مثل عمو و عمه و ... نحوه ازدواج خودشان، مسافرت رفتن، مستاجر بودن، خانه دار شدن، خرید کردن و... همه موقعیت‎هایی که در زندگی ما می‎توانیم روایت بکنیم تا بچه‎ها، با نشاط و شادابی و ناکامی و مشکلات آشنا شوند را روایت کنیم. بهترین کار، روایت زندگی است. البته مادران لازم است که در مورد قصه آموزش ببیند خلاقیت داشته باشد. ما این خلا را داریم که مادران، قصه کم شنیدند و کم بلد هستند و ضرورت قصه گفتن یا شیوه قصه گفتن را نمی دانند. ای کاش به مادران ما این آموزش ها داده می شد.

باتوجه به تفاوت های فرهنگی چقدر به خواندن کتاب های قصه ترجمه  شده توصیه می کنید؟

قصه باید مناسب با موقعیت‎های اجتماعی و فرهنگی  و رخدادهای روزمره زندگی و اولویت‎های فکری و هیجانی کودک باشد تا ارزشمندتر باشد. در قصه‎های ترجمه شده ما این مشکل را زیاد داریم که خیلی‎ها متاسفانه به آن واقف نیستند. در حالی که ترجمه کتاب کودک، ترجمه تخصصی بسیار سختی است. در کتابهای ترجمه شده ما می‎بینیم که فضای زیستی کودک در قصه با فرهنگ ما همخوانی ندارد و بچه‎ها دچار چالش ذهنی می‎شوند. من همین هفته گذشته کارگاهی داشتم که یک قصه در این کارگاه مطرح شد. قصه اینطور بود که کودک به مادرش انتقاد می‎کند چرا موهایت این شکلی است و مادر هم به او انتقاد می‎کند که چرا تو پیانو بلد نیستی؟ نکته این است که کودکان ما چقدر پیانو را می‎شناسند؟ اگر این داستان را ما برای بچه‎ها بخوانیم چقدر می‎توانند واقعا بفهمند که یاد نداشتن پیانو یک مشکل است؟ بعد مطرح شد که به جای پیانو می‎شود مادر درباره درس کودک از او انتقاد کند چیزی که به صورت معمول پدر و مادرهای ما از کودکانشان می‎خواهند که خوب درس بخوانند. کسی که ترجمه کرده فقط کلمه‎ها را کنار هم گذاشته، یعنی به همخوان بودن موقعیت‎ها و رخدادها با زندگی کودک توجهی نشده است.

آیا این قصه ها ناخودآگاه باعث انتقال فرهنگ نمی شود؟

از تبادل فرهنگ نگرانی نداریم، اگر در فضای مناسب و به صورت مناسبی باشد. بچه‎ها اول باید فرهنگ خودشان را بشناسند. مزایا و محدودیتها و مفاخر ملی را بشناسند، بعد در جریان فرهنگ‎های دیگر هم قرار بگیرند و مقایسه کنند و جلوه‎های مناسب فرهنگی را انتخاب کنند. نکته اینجاست که خیلی‎ها فکر می‎کنند وقتی ما می‎گوییم "مناسب بودن فرهنگ" یعنی بچه قصه‎ای را که مطابق با فرهنگ خودش نیست را نخواند! در صورتی که این درست نیست. مشکل ما اینجاست که بچه‎های ما هنوز با مسائل فرهنگی خودشان آشنا نیستند. در معرض مسائل فرهنگی دیگر قرار می‎گیرند و آن هم در جایی که این فرهنگی که مال خودشان نیست و می‎خواهند با آن آشنا شوند با ابزارهای هنری فوق العاده‎ای جلوه داده شده است. بالاخره این فرهنگ به صورت غیر مستقیم از طریق همین قصه‎ها منتقل می‎شود و این انتقال فرهنگی که می‎گویید بله، صورت می‎گیرد.




طبقه بندی: اخبار و گزارش ها، رزومه دكتر اصغری نكاح،
برچسب ها: قصه، قصه گوی، P4C، فلسفه،

.: Weblog Themes By VatanSkin :.